مهمان گرامي، براي مشاهده سایت با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد

انسان ، فضا، طراحي- پيش دانشگاهي هنر

caspian Banner Box
فراخوان مدیریت caspian Banner Box
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 12
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض انسان ، فضا، طراحي- پيش دانشگاهي هنر

    انسان ، فضا، طراحي، دوره ي پيش دانشگاهي رشته هنر




    مقدمه - بخش اول – کليات ، فضاي معنوي

    در اين کتاب سوال ها بيشتر به منظور گسترش بيش دانش پژوهان و براي ايجاد سوال در ذهن آنها و وادار نمودن آنها به تفکر پيرامون آنهاست. نه افزايش دانش. لذا نبايد محفوظات ذهني دانش پژوهان ازموده شود. پرسيدن تعداد منار، مقدار يا اندازه ي يک شيء تا ترتيب مناسک حج يا نام شاعر و نويسنده و نظائر آن ضرورت ندارد. به جاي ترتيب مناسک مي شود مناسک را در مقطع زماني خاصي خواست تا ويژگي هاي فضاي تشکيل شده را بيان کنند.
    يا خواسته شود فضاي درون و بيرون گنبد، حياط، منار و نظائر آنها را مجسم و آنرا توصيف نمايند. براي مثال منار حجمي است که به عنوان نشانه مأذنه استفاده مي شده است. پله ي مارپيچ حول محوري عمودي بالا مي رود تا مؤذن را از پايين (بين مردم) به بالا محل انتشار اذان ببرد. در راه , روزنه هاي فضاي تاريک مارپيچي پله را کمي روشن مي کند تا در انتها به نور مي رسد. عبور مؤذن براي .....تاريکي ، نور، پايين ، بالا، محور، مارپيچ و ... داراي معاني خاصي مي شود.



    هدف کلي :

    آشنايي با عوامل مؤثر تأثيرگذار در ايجاد فضا در هنرهاي مختلف به منظور تعميق بينش هنري دانش آموزان.
    انسان : انسان موجودي است پيچيده ، به ويژه وقتي وارد عرصه هاي ذهني و دروني او مي شويم. تفاوت هاي فردي و گروهي انسانها، بستگي به شرايط محيطي رشد او، آداب و رسوم ، باورهاي قومي ، ملي ، نژادي فرهنگ گذشته و حل او و بسياي عوامل معلوم و نامعلوم ديگر دارد.
    فضا : فضا لفظ پر ابهام با معاني گسترده اي است که بسيار شتابزده وارد کلمات ما شده است و به سرعت درجاي کلماتي نظير فلک، آسمان، محيط ، جو، مکان، جا ، وسعت، شرايط و ... مي نيشيند. در دنياي بي نهايت بزرگ ها و بي نهايت کوچک ها، در فيزيک، رياضي، علوم انساني داده شده است. در اين کتاب به بخشي از فضا پرداخته مي شود که حضور انسان در آن مؤثر بوده و محدوده ي آن عمدتاً هنرو ادبيات و معماري است.



    طراحي :

    معناي اين کلمه وسيع است . ترسيم طراحي بديع که با خلاقيت و تفکر همراه است. در اين کتاب فضاهاي متعددي عنوان شده است اما بايد دانست که کدام بخش از هر فضايي را مي توان طراحي کرده کدام بخشي را نمي شود، گاهي بخشي را که نمي شود طراحي کرد يا از حوزه هاي تصور و تجشم طراح خارج است، مهم ترين بخش فضا است.



    بخش اول – کليات ، فضاي معنوي :


    حضور ما طرحي را مقدر مي سازد
    بايست، حرکت کن، مدادت را بياب، انتخاب کن، خود را به جمع بسپار، طواف است، وارد شو.
    اکنون جزيي از نظام آفرينش شده اي، در مدار اين منظومه قرار گرفته اي، وارد حوزه ي جاذبه خورشيد جهان شده اي و همچون يک ستاره از چپ به راست. طواف مي کني، برگرد خدا طواف مي کني ، مي چرخي و مي چرخي و کم کم احساس مي کني که هيچ شده اي .
    ديگر خود را به ياد نمي آوري، تنه عشق هست، جاذبه ي عشق و تو يک مجذوب، مي چرخي و مي چرخي و احساس مي کني که يک نقطه اي ، نقطه اي بودي در يک طواف، يک خط پيوسته اي ، يک مددي، فقط يک حرکتي يک طوافي، يک حجمي، طواف او، حج او و تو «تسليم» يک توکل، يک تفويض
    عشق به اوج خود رسيده است، عشق به مطلق رسيده است و تولد خويشتن، تجديد کرده اي، مجرد شده اي و مي يابي که ذره ذره در او ذوب مي شوي، ذره ذره در او محو شده اي، سرا پا عشق مي شوي ، خدا مي شوي و ....



    شکلي از عبوديت :
    همه ي نمازگزارن مسلمان روي زمين به سمت کعبه نماي مي گذارند و هر لحظه از شبانه روز عده ي بي شماري از آنها رو به قبله دراند. در زمان حج تمتع, هنگامي که زائري عموم مي شوند يعني لباس ساده ي احرام را که قريب به اتفاق سفيد و همه شکل است مي پوشند و نيت حج مي کنند. با رفتاري مشابه ادعيه نظير و گردش همسو و هم جهت به فضاي کعبه مي رسند طواف مي کنند از چپ به راست, همه در فکر تقرب به او هستند. همه مثل همه هستند. از هر نپاد از هر ملت و ازهر طايفه ، هيچ فرقي ندارند.
    فضاي روحاني خاص حاکم است فقط زمان نماز از حرکت مي ايستند و در حلقه هاي دايره شکل که کعبه ي تو آن است. کنار هم روبروي هم نماز مي گذارند. آنها که کره ي زمين دواير متحدالمرکزي را هنگام نمازشان مي ايستند حال به گونه اي عيني و محسوسي مي سازند، هر فرد در دل جمع آزاد است و به نظمي تمکين مي کند که از بيرون قانونمند و متعين ازدرون انعطاف پذير، اين حرکت منظم نوبتي، انعکاسي از جهان و کيهان است.

    گاهي براي آنکه بتوانيم بعضي مفاهيم خاص را بيان کنيم ، از اشکال کمک ميگيريم ، مثلا براي بيان نقطه غير مادي که تعريف رياضي نقطه است. با کشيدن دايره يا هر شکل منتظمي که دايره محاطي يا محيطي داشته باشد،نشان داده ميشود. دايره نزديک ترين صورت به اين معني است.


    در شکل الف نقطه ديده ميشود و بيان مادي دارد در شکل ب نقطه ديده نميشود و بيان غير مادي آن احساس ميشود. در دودايره متحدالمرکز تاکيد بر مرکز بيشتر ميشود.در کره و تمام احجام منتظمي که بر کره محيط يا در آن محاط ميشوند همين معني وجود دارد. اگر خطي حول يک محورفرضي بگردد، آن محور فرضي مي تواند محوري غير مادي تلقي شود. استوانه نزديک ترين احجام به اين معني است.


    در شکل الف خط ديده ميشود وبيان مادي دارد . در شکل ب خط ديده نمي شود و احساس مي شود و بياني غيرمادي دارد . مارپيچ نيز چنين است، مارپيچ ها در صفحه دور يک نقطه مرکزي با تناسب خاصي مي پيچند.


    مارپيچ ها در فضا نيز مي توانند حول يک محور فرضي بپيچند. مثلا دور محور يک استوانه فرضي ، مخروط فرضي ، کره فرضي و نظاير آن.


    صف نمازگزاران رئ به قبله و در مدارهاي موازي هم قرار ميگيرند. محوري که از مرکز اين مدارها و از کعبه ميگذرد بي انتها و غير مادي به نظر مي آيد. نماز گزاران با تصور اين مفهوم خود را جزئي از کل اين فضا احساس ميکنند . طراح اين فضا کيست؟ طراحي فضا چگونه است؟


    .tv7.ir
  2. 4 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  3. امضا نداریم
    ولمون کنید بابا


  • Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    طراح با ما فضا را مي سازد


    مکه سرزميني است کوهستاني و خشک آنگاه که ابراهيم (ع) هاجر و اسماعيلش را به فرمان خدا در آنجا گذاشت، وقت رفتن دعا کرد. خدايا دل امتت را به اين سمت بگردان، مناسک حج سفري است روحاني در استجابت دعاي ابراهيم (ع)


    سفري است ازکعبه به عرفات به مشعر و از معشر به مني، عرفات سخن از شناخت است (علم)، مشعر سخني از شعور (فهم) و مني سخني از عشق است (ايمان)


    مناسک حج عبارتند از احرام در مکه – وقوف در صحراي عرفات – وقوف در مشعرالحرام – رمي جمرات – قرباني – تقصير – اعمال مکه – (طواف نماز – سعي بين مني و مروه) – وقوف در مني – رمي جمرات – اين اعمال که يک نوبت در مه ذي الحجه انجام مي شود ، فضايي را با حضور انسان مي سازد که داراي همه اجزاء و عنار فضا مانند اندازه ، حجم ، حرکت و صدا ... است.
    که با نظمي غيرقابل تصور هر سال يک بار اتفاق مي افتد, با پايان يافتن حج آن، کيفيت فضاي حج تغيير کرده و تا نوبتي ديگر اين سرزمين در انتظار مي ماند. حج از کعبه تا عرفات رفتن واز عرفات به سوي کعبه تا مني بازگشتن است. سفري با معني است که در شب نهم ذي حجه آغاز مي شود تمام زائريني که از اقصي نقاط دنيا آمده اند و در حال طوافند ناگريز به ترک کعبه هستند و به قصد عرفات سفر آغاز مي کنند. اکنون به عرفات رسيده ايم ، از دورترين فاصله اي که در اين سفر مي توان با کعبه داشت جلگه اي خشک، مواج و از ماسه هاي نرم ساحلي ...»
    حج عظيمي در انتظارند از ظهر تا غروب آفتاب، تمام زائرين بايد در محدوده ي عرفات باشند، تجسم کنيد فضا چگونه است. بعد از غروب آفتاب زايرين عازم مشعرالحرام مي شوند. صدها هزار انسان بي نام و نشان در تماشاي آسمان ستاره ريز، تمام عطشت را در زير اسمان مشعر گير، تا باران هاي غيبي وحي سيرابت کند. سکوت مشعر، در اين غوغاي قيامت محشر مي کند. صداي سکوت را به خوبي مي شنوي فضا از خدا لبريز است.
    در مشعر براي جهاد با نفس و مقابله با شيطان سنگ جمع مي کني و فقط صبح مي نشيني ، منظره شگفتي است.
    در مني سه روز توقف مي کني مني آخرين منزل است. مني در مغرب است و عرفات در مشرق . در مني سنگ هايي را که از صحراي مشعر جمع کرده اي به بت يا شيطان مي زني و بعد قرباني مي کني (اسماعيلت را قرباني مي کني) عيد مي گيري و دوباره جمرات ميکني ، در اين حرت عظيم که جمع زيادي از نژادهاي مختلف هم سو، هم مقصد مي شوند، با حضورشان و با حرکتشان مطابق آنچه از آنها خواسته شده است هر سال در وقت موعود آن فضاي قدسي را مي سازند. طراح کيست؟
    اگر ما بخواهيم در اين طرح عظيم و شگفت شرکت کنيم. در زمان موعود، با هم احساس شدن و تجسم فضاي ايجاد شده به آن پيوند خواهيم خورد مانند بسياري ديگر از مسلمانان جهان.



    بخشي از فضا را ما مي سازيم، بخشي ديگر ساخته مي شود:
    هر فضايي ظاهري و باطني دارد. ظاهر آن چيزي است که در برخورد اول آنرا مي بينيم و درک مي کنيم. باطن معناست و ظاهر نمود باطن است. براي مثال در حرم معصومين(عليهم السلام) ، تجمع مردم و رفتار نزديک به هم زائرين حرم، ساختمان و جزئيات آن و اشياء منقول و غيرمنقول وابسته به آن، صداها و بوي گلاب و نظاير آن. ظاهر فضا و نيت زائرين و معناي تجمع و معناي شکل و عبادت آنها، معناي شکل و تناسبات ساختمان، معناي نور و مصالح و تزئينات و ادعيه و نظاير آن، باطن فضا را مي سازد. به ميزاني که معناي هر يک از ظواهر براي زائرين معلوم مي شود آن معنا براي او ظاهر مي شود و اين ظاهر به معناي ديگري اشاره مي کند. به همين دليل هر بار حضور در مکان کشفيات جديدتري و نوشدن هميشگي فضا را در پي دارد.
    يکي از ويژگيهاي فضا فاصله است. مانند فاصله بين چند نفر، چند دوست، بين مادر و فرزند، بين زائر و مکان مقدس، و بين چند شي را و مانند آن.
    ظاهر اين فاصله پيداست و اندازه ي فيزيکي بين آنها تعدادي معلوم است و با هر واحد اندازه گيري، اندازه گيري مي شود. اما معناي اين فاصله گاهي با کلماتي مانند دوري و نزديکي ، طولاني و فراق ... بيان مي شود. گاهي نزديکي فاصله ي فيزيکي ب معناي نزديک بودن فضاي ذهني آنها نيست يا در مورد اماکن مقدس فاصله از زماني که نيت زيارت دست مي دهد تا قصد عزم و سفر به آن شروع مي شود تا جايي که آن جا براي زائر مقصد باشد ادامه پيدا مي کند.
    براي بعضي مقصد، رسيدن به شهر، بعضي حرم و براي بعضي رساندن دست به ضريح است. در هر کدام از اين فواصل عليرغم يکي بودن فاصله ي فيزيکي ، کيفيت و معناي فضا براي هر زائر در اين فواصل تفاوت مي کند.





    بعضي جزئيات :

    وجود تدريج تا رسيدن به مقصد، ما را با فضاهاي متعددي آشنا مي کند. براي مثال :
    1 – گرفتن وضو در حوض صحن
    2 – درآوردن کفش ( حاضر شدن براي ورود به فضاي ديگر)
    3 – خواندن اذن ورود ....
    4 – گرفتن ضريح و ....
    فرش ها که نقش آنها تصوري کلي ذهن ما از کودکي ايجاد کرده است فضايي آشنا و پرخاطره را مي سازند.
    رواق اينه کاري شده که از آينه هاي بريده شده کوچک در شکل هاي هندسي تشکيل شده است تصوير هر چيز را چندين بار در خود مي شکند. زائر شکسته شدن تصوير خودش را (بلکه به طور سمبليک خودش را ) و تصوير همه چيز را در اين تالار جور ديگري مي بيند. اين فضاي خاص و پرمعني به همراه نور ، فرش ها ، مرمر، کتبيه ها ، کتاب ها و صداي دعاها، گريه ها، حرف ها ، راز و نيازها مجموعه اي از يک فضاي متداوم را براي ما به تدريج تا مقصد مي سازد.

    فصل دوم : تشکيل فضا، فضاي عبادت

    در اين جا لازم است به معناي دو کلمه ي ظرف و مظروف يا قالب و محتوا توجه کنيم.
    اگر معنايي بخواهد قابل فهم شود، يعني مفهوم شود لازم است از طريقي خود را معرفي کند يا بشناساند. از اقالب مناسبي را براي معرفي خود انتخاب مي کند. در اين صورت فضا که حالا محتوا يا مظروف اين قالب يا ظرف است مي تواند مفهوم شود.
    از مهم ترين وظايف هنرمند ( به معناي عام کلمه) خلاق و متفکر، انتخاب يا ساختن ظرف هاي متناسبي است براي بيان يا مفهوم کردن معاني خاص، ذکر اين نکته حائز اهميت است که هر قدر تناسب بين قالب و محتوا بيشتر باشد. فضا زيباتر بيان و مفهوم مي شود به عبارتي ظرف هر قدر در ارتباط با معنا متناسب تر و زيباتر باشد، بيان روان تر و ساده تر در انتظار معنا دارد.
    ممکن است ظرفي بسيار زيبا از نظر متناسب سمعي يا بصري ساخته شود، ولي مناسب مظروفش نباشد، براي توضيح بيشتر از چند مثال ساده شروع مي کنيم.
    يکي از ساده ترين قالب ها براي بيان يک معنا کلمه است . اگر کلمه يا کلمات درست انتخاب شوند (گاهي به نثرو گاهي به نظم) مي تواند حامل و ناقل معناي اصلي خود باشند. براي ايجاد کتابخانه چند فضايي مناسب است.

    براي طراحي کتابخانه لازم است ابتدا به نکات زير توجه کرد :
    آرامش و سکوت در فضا، نور کافي و مناسب، هواي کافي و تهويه خوب ف مصالحي که تا حد امکان عايق صدا از داخل و بيرون باشند، رنگ آرام بخش و ...
    حالا اگر معماري فضايي ساخت که فاقد نکات بالا بود. ظرف مناسبي براي مظروفش ( کتابخانه) طراحي نکرده است.
    براي نوشيدن آب کدام ظرف مناسب است . لازم است به نکات زير براي انتخاب يا طراحي توجه شود :
    راحت در دست جاي بگيرد، سنگين نباشد . حتي الامکان شفاف باشد. حجم آن به اندازه اي باشد که تشنگي را رفع کند، خوب شسته شود، حمل و نقل آن آسان باشد. بسته به آنکه کجا استفاده مي شود در استحکام، قيمت و نظاير آن دقت شود ........
    حالا اگر به جاي رعايت خواسته هاي بالا ظرفي بدون توجه به آنها ساخته شد، ظرف مناسبي است ؟
    1 – ساختمان قديمي، بسيار زيبا و مناسب براي سکونت در زمان گذشته ساخته شده است آنرا براي ساکنين امروز ( اين زمان) به طور مناسبي تغيير مي دهيم. نوع استفاده ي هر دو مسکوني است. اما شيوه ي زندگي امروز با ديروز تغيير کرده است.
    2 – ساختماني با مشخصات مسکوني و قديمي براي نمايشگاه، موزه ف مرکز فرهنگي و نظائر آن تغيير عملکرد داده و در نتيجه، تغيير در فضاي آن پيدا مي شود تا براي عملکرد جديد متناسب باشد.
    فرماني از طرف سرداري براي فرماندهان نظامي صادر شده است تا فوراً اقدام کنند : اگر فرمان به خط شکسته نستعليق، غبار يا کوفي تزئيني نوشته مي شود، مي گوئيم قالب (خط) يا محتوا ( فرمان) تناسب ندارد زيرا به سرعت مفهوم نمي شود.
    نکته مهم : هر قدر تناسب بين ظرف و مظروف بهتر برقرار شود، ناظر يا مخاطب رابطه ي بيشتري با مظروف از طريق ظرف برقرار مي کند و احساس خوش آيندي نسبت به فضاي ايجاد شده خواهد داشت گاهي ظرف ها قابليت پذيرش مظروف ديگري را دارند مانند کلمه با معاني متفاوت و قالب هاي شعري.

    tv7.ir
  • 3 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    عوامل تأثير گذار و عناصر تشکيل دهنده ي فضا :

    لازم است چند کلمه را تعريف کنيم :
    عوامل : واقعيت ها و اطلاعاتي هستند که در فضا تأثير کرده، نوع و ويژگيهاي آنرا تعريف مي کنند.
    مانند : عامل فرهنگ، اعتقاد، سياست، اقتصاد، برنامه و ...
    عناصر: اجزاء و موادي هستند که از طريق حواس قابل درک بوده و عمدتاً قابل اندازه گيري ثابت يا متغير هستند . مانند : عناصر بعدي، سمعي، پويايي و ......
    فضا مجموعه اي از عوامل و عناصري است که شرايطي را براي نوع زندگي فراهم مي آورد.
    با تغيير هر عامل يا عنصري ، فضا مي تواند به طور محسوس يا نامحسوي تغيير کند. فضا مانند موجودي زنده است و صفات و حالات انسان را به خود مي گيرد. براي مثال ما صحبت از فضاي شاد، غمگين، سنگين ، با وقار ، محتر، عصبي، راحت، دلگير و دلباز مي کنيم.


    فضاي پر، فضاي بين :


    کلمات فوق با چند سؤال و چند مثال معني مي شوند:
    سؤال 1 : در يک کوچه ديوارهاي آن، « کوچه » هستند يا آنچه بين ديوارها است ؟
    سؤال 2 : در کلاس درس، ديوارها و سقف و کف، کلاس هستند يا آنچه بين ديوارها و کف و سقف هستند ؟
    سؤال 3 : در يک شهر، ساختمان ها شهر هستند يا فضاي بين آنها ؟

    حتماً جواب مي دهيد، هر روزي را يکي بدون ديگري وجود ندارد. پس اشاره به دو چيز کرده ايم، ديوارهاي به معناي فضاي پر و بين آنها به عنوان فضاي بين ، در يک شهر، ساختمان ها فضاي پر و بين . بايد توجه داشت که ساختمان ها در شهر فضاي پر به حساب مي آيند اما خودشان در داخل ، فضاي بين و فضاي پر دارند.
    چون به دو چيز اشاره شد لازم است ويژگيهاي هر کدام بيان شود.
    فضاهاي پر معمولاً ثابت هستند محدوده و شکل و ندازه و تا حدودي نوع فضا را معين مي کنند. اما فضاهاي بين معمولاً انعطاف پذير هستند. زندگي در اين فضا جريان دارد ، تغييرات و جابجايي در اين فضا صورت مي گيرد. گر چه فضاي پر در کيفيت فضاي کل بسيار مؤثر است ، اما فضاي بين مي تواند کيفيت فضا را کاملاً تغيير دهد.
    براي مثال اگر صندلي ها و ميزهاي کلاس را برداريم و به جاي آن فرش پهن کنيم و عده اي خارجي را در آن سکنا دهيم فضا تبديل به فضاي جديدي خواهد شد.
    اگر در ميداني قديمي در وسط آن ساختمان بلند مرتبه بسازيم فضا کاملاً تغيير مي کند.
    اگر مبلمان يا تزئينات فضايي تغيير کند، اگر رنگ ديوارها يا رفتار آدم هاي فضاي بين هوا، صدا، گرما يا سرما تغيير کند، فضا تغيير خواهد کرد.


    عناصر اصلي در مساجد :


    به دليل قدمت زياد مذاهب، پيدا کردن زمان دقيق طرح معابد آسان نيست مردم فضايي را لازم داشته اند تا متناسب با نوع عبادتشان باشد.
    اسلام با خود معماري نياورد. اما به هر کجا ي دنيا که سفر کرد، معماري آن سرزمين را به خدمت گرفت. همانطور که به ايران آمد و چهار طاقيهاي ساساني را که از آن به عنوان مکان مقدس هم استفاده مي شده براي گنبد خانه بکار گرفت. اما از آنجا که شکل عبادت تقريباً در مساجد مختلف مشابه بوده است ، فضاهاي اصلي تقريباً شبيه به هم ايجاد شده اند. کشورهاي عربي، ايران، ترکيه در تکامل و توسعه معماري مساجد نقش مهمي داشته اند.
    در مقايسه تطبيقي مساجد در فرهنگ ها و اقليم هاي مختلف عليرغم اختلافات ظاهري در شکل و مصالح حتي در مساجد جديد با وجود تکنولوپي پيشرفته که دهانه ي بزرگ مسطح و ستون هاي لاغر و فرمهاي مختلف را امکانپذير ساخته است. معهذا هنوز هم بسياري از معماران طراح مسجد ترجيح مي دهند از اصول حاکم بر معماري سنتي در ايجاد فضاهاي آشنا گرچه با استفاده از امکانات تکنولوژي مدرن پيروي کنند.














  • 3 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فضاهاي اصلي دو مسجد ايراني


    دو نمونه از مساجد ايراني را براي پيدا کردن فضاهاي اصلي مسجد با هم مقايسه کرده ايم. هر دو در کنار ميدان نقش جهان واقع شده اند.







    حاصل مقايسه در جدول نمايش داده است.





    همانطور که پيداست ورودي اصلي، گنبدخانه ، محراب و تدريج در ورود از بيرون به گنبد خانه (دالان) در هر دو وجود دارد. اغلب مسجدهاي ايران واجد حداقل چند مورد از جدول فوق هستند. مانند منار، وضو خانه و نظاير آن. لازم به توضيح است با آن که مسجد شيخ لطف ا.. حداقل فضاهاي اصلي را دارد، معهذا در زمره شاهکارهاي معماري مساجد است. مسجد با تو نشستگي ورودي، حريم پيدا کرده است، دالان تاريک به تدريج ما را از بيرون به درون مي برد و در کنج راهرو نوري از شبکه اي وارد مي شود که ما را به سمت وضو خانه و گنبد خانه هدايت مي کند.
    گنبد خانه با فضايي که از بالاي محراب و از طوق دور گنبد نور مي گيرد، فضايي کاملاً روحاني ايجاد کرده است. فضاي اين مسجد در اسرع وقت کاملاً بر ما محيط مي شود. در مسجد امام ترتيب رسيدن از بيرون به گنبد خانه طولاني تر است و از دالان و حياط مي گذرد در حالي که مسير فقط بخش هايي از مسجد نمايان مي شوند و در مسجد بزرگ با کاشيکاريها و مناسبات حساب شده اش و نقوش زيبا به صورت يک کل وحدت يافته، به تدريج بر ما محيط مي شود.
    توجه به کف و تعدد و مصالح بکار رفته اهميت دارد. مصالح سخت تا نرم، فرش و آب هر کدام در جاي خودش قرار دارد. زماني که با کشف هستيم و زماني که بدون کفش در هر حالت فضا را گونه اي ديگر احساس مي کنيم . تماس پا با فرش و يا سنگ از طريق تماس مستقيم با پا آنها و احساس صداي پا روي مصالح مختلف حائز اهميت است.



    نظم جهت دار :

    گنبدخانه ي مسجد که محل اصلي تجمع نمازگزاران است ( به جماعت يا فرادي) معمولاً مکعبي است که گنبدي بر آن سوار است و زمين آن به خاک متصل است. اين فضا داراي محور تقارني است فرضي که مرکز زمين مکعب را (سطح مربع شکل) به مرکز گنبد وصل و آنرا به سمت آسمان امتداد مي دهد.
    گنبد تمثيلي از آسمان و فرش کف ( قالي) تمثيلي از باغ و بوستان است. اگر روي سطح گنبد و زير آن هم مانند فرش کف، منقوش به نقش هاي هندسي و گياهي باشد، يادآوري و تأکيدي است بر انعکاس کيهاني بر زمين، معني اين نظم با محراب که در وجهي از مکعب رو به قبله دارد مفهوم مي شود.
    به دليل وجود اشکال و احجام منتظم و در نتيجه ايجاد محور تقارن ، مرکز ، جهت قبل، نقوش هندسي و گياهي مکرر و ... و نظم جهت دار نماز گذاردن و گفتن ذکر که تکرار آن توسط آنها مجموعه ي يکپارچه اي را مي سازد که نتيجه آن احساس وحدت و قداست در فضاي ايجاد شده است.



    حسن اختتام :


    در معماري هر کاري با مصالح و جزئيات خاصي تمام مي شود. مثلاً نما ممکن است کاشي شود يا آجر . روي دست انداز بام ها ممکن است سنگ يا آجر يا ورق گذاشته شود ، پس ساختمان به آن تمام مي شود. کف اطاق ها ممکن است با سنگ يا کاشي فرش شود و ... به اين عمل که کار را از نظر بعدي تمامي مي کند حسن اختتام يا حسن ختام مي گوئيم. نه هر تمام شدني، بلکه خوب تماش شدن و گرنه کار تمام نشده است.


    انعکاس و شفافيت :

    در اين دو صفحه، با بعضي حسن ختام هاي مهم آشنا مي شويم ، هر کدام ازآنها يا برق مي زنند ( نور را منعکس مي کنند) يا نور از آنها عبور مي کند پشتيبان هر چه به صورت خاصي ديده مي شود . اما چگونه ؟
    در معماري گذشته ما، اغلب اجزاي ساختماني و مصالح مختلف را نه فقط براي زيبايي بلکه براي خاصيتي که داشته اند، بکار مي گرفتند. براي مثال : حوض و فوارزه براي ايجاد رطوبت در هواي گرم و خشک کويري و براي وضو گرفتن. ايوان ها براي ايجاد فضاي مناسب در زمان هاي آفتاب و سايه در تابستان و زمستان براي نماز و گفتگو در مسجد و استراحت در منزل
    کاشي عايق خوبي براي رطوبت و مصالح خوبي براي تميز شدن و ايجاد زيبايي در فضا، قوس معنا براي نگهداشتن نيروي عمودي و جانبي و نشانه اي زيبا براي ديدن مسجد در شهر (هادي) و مأذنه اي براي اذان
    اما همه ي اينها در يک نظام متناسب و بسيار چشم نواز و پرمعنا قرار گرفته اند. آنچنان مؤذن که اگر قدري تأمل کنيد : صداي گوش نواز آن را هم خواهيد شنيد. صداي قرآن، صداي برگ ها، صداي راه رفتن ها و صحبت ها و همهمه ها، صداي بازي بچه ها و صداي پرنده ها و خيلي صداهاي دلگير که با هم يک فضاي کلي را مي سازند حتي نقوش و تناسبات ساختمان هم در موسيقي وفضا شرکت مي کند. شفافيت و خردمندان سطوح بزرگ به اجزاي کوچکت تر با تناسب خوب، سنگيني توده ي ساختمان را از بين مي برد و آن را سبک کرده احساس شعف دست مي دهد. در اين جا، نور با ساختمان يکي مي شود و آن را يکپارچه مي کند. در شب نور چراغ ها در سطوح براق مي افتد و فضاي ديگري ايجاد مي شود که با روز بسيار تفاوت مي کند. خواهيد ديد که وقتي منبع نور تغيير مي کند و نور موازي روز به نور مخروطي شب تبديل مي شود، چگونه فضا تغيير مي کند؟

  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فصل سوم ، فضاي گذشته







    اين تصاوير، براي ما ايرانيها يادآور فضا و زمان خاصي است ما کشوري پهناور با تمدني شکوفا در عرصه هاي علم و فرهنگ و هنر بوديم.
    زماني خيلي از سرزمين هايي که در حال حاضر در کشورهاي ديگر قرار دارند، جزء سرزمين ايران بودند. مردم سرزميني که اين آثار در آنجا قرار دارند به زبان ما صحبت مي کنند آثارشان براي ما آشناست. آنها هم به فرهنگ ايران و تمدني که اين آثار از آن به جا مانده عشق مي ورزند. اين سرزمين سمرقند است . فضاي شهر سمرقند حتي براي آنها که نديده اند آشناست.
    به دليل جدا شدن سرزمين ها از يکديگر و ايجاد فاصله بخصوص در مدت رژيم سابق روسيه در استقلال فعلي آن به عنوان يک کشور مستقل، احساس ما نسبت به فضاي اين ساختمان ها عليرغم اشتراک کلي و بعدي، متفاوت است.



    فضاي تاريخ ، فضاي تاريخي :

    ممکن است شيء متعلق به گذشته هاي دور باشد. چقدر دور ؟ اين سؤال يک معناي عام و يک معناي خاص دارد براي خيلي از افراد، ده هزار سال قبل بايست هزار سال قبل تفاوتي نمي کند. در حالي که براي باستان شناسان ، مورخين، دانشمندان با هر کس که علاقمند به دوره هاي تاريخي باشند، خيلي فرق مي کند.
    چگونه مي شود اين دوره ها را احساس کرد و از هم تميز داد. گاهي براي ما يک دوره خاصي از تاريخ اهميت ندارد اما يک احساس عمومي و کلي از گذشته ما را در يک فضاي تاريخي قرار مي دهد. براي اين کار بايد اشياء و آثار اصلي را به ياد داشته باشيم که اشياي گذشته متعلق به زماني هستند که در يک مجموعه ي پويا و زنده مورد استفاده قرار مي گرفتند. حتي کلمات و ادبيات و محاورات در زمان خويش بيشترين زندگي و حيات را داشته است. اما به تدريج جان باخته و جسمي از آن به يادگار مانده است لذا به هر ميزان که بتوانيم خود را در شرايط و زندگي همزمان اين آثار قرار دهيم . گويي که تقريباً حيات فرهنگي و تمدني آن روزگار را احساس کرده ايم خود را اگر چه با فاصله زياد، يکي از افراد آن روزگار مي پنداريم ، در اين صورت به فضاي تاريخ وارد شده ايم.
    مي توان گفت هر چه ما نسبت زماني خود را با اثر گذشته کم کرده و به آن زمان نزديک شويم وارد فضاي تاريخ و هر قدر، خود را از شي يا گذشته دور بدانيم، با ديدن قرار گرفتن در يک يا مجموعه اي از آنها به فضاي تاريخي نزديک شده ايم.
    گاهي اوقات آثار گذشتگان به دلايل عام يا خاص با ما ارتباط بيشتري پيدا مي کنند.
    مثلاً بعضي از اين آثار امروز هم مورد استفاده ما قرار مي گيرند. اگر چه با تغيير در کاربري آن، مثل فرش و ... اين باعث پيوند ما به گذشته و احساس مشترک با آنها مي شود هر چه اين تعلق به آثار بيشتر باشد، اين پيوند قوي تر است.



    تفاوت در چيست؟




    الف - ستون مارکوس ارليوس
    ب - ماکت بازسازي شده محيط و ستون مارکوس ارليوس در رم


    اگر ما به جاي روحي هاندرمان خودشان بوديم و در ميداني (شکل ب) که ستوني (الف) در آن وجود داشت و در حال حاضر ازآن فضا باقي مانده است تاريخ و آثار تاريخي براي ما معناي خاصي داشت (براي مثال) ستون داخل فضاي محصور شده شکل (ب) که پيروزيها و حکايت آنرا بر خود نقش بسته، براي مردم زمان ايجادش و براي آيندگان ساخته اند. نمي توان گفت تصور و پيش بيني روميها که خود ميراث خوار تمدن يونان هم بوده اند از زمان انهدام و اضمحلال تمدنشان چقدر و چگونه بوده است. اما تصوري از گذشته و آثار گذشتگان خود و بقاي آثار خود در آينده داشته اند. اما به هر حال تصور مردم در زمان تصوير (ب) تصوري تاريخي از فضا نبوده ست. اما امروز ستون به جا مانده از فضاي تصوير (ب) که در تصوير (الف) ديده مي شود تصوري تاريخي و نقش هاي آن، فتوحات گذشته را نمايش مي دهد. اين تصور تاريخي براي مردمي که به آن فرهنگ تعلق دارند، مانند مردم روز ايتاليا و براي مردم ديگر نقاط جهان قدري متفاوت است.
    در جواب اين سؤال که تفاوت دو ستون در چيست؟ اگر از کهنگي و فرسودگي ستون االف ) که نشانه قدرت آن است بگذريم مي توان گفت ستون الف همان ارزش هاي ستون ب را دارد، به علاوه ارزش تاريخي که در آن انباشته شده است.


    فضاي قدرت :


    در طول تاريخ، حکومت ها براي تثبيت موقعيت خود در جهان آن روز و براي مرعوب کردن دشمنان و بعضاً کساني که بر آنها حکم مي راندند، به عظمت گرايي روي آورده اند و قدرت خود را از طريق بناهاي عظيم و فرمانهاي قطعي و بزرگ ، سنگ نوشته ها و بکارگيري علامت ها و نشانه ها و تصاويري که القا کننده ي قدرت است مانند شير و عقاب و اژدها و ... تحکيم مي بخشيدند. ساختمان ها ي عظيم مانند آنچه از ايران باستان، يونان باستان، روم باستان و مصر باستان ، چين و هند باستان باقي مانده است بسيار قدرتمندند. اينها اغلب تمدنهايي هستند که به نحوي فرصت تداوم يافته اند.
    از طرف ديگر قدرت نمايي نه فقط از طريق ابعاد بزرگ و ساختمان هاي عظيم تظاهر کرده است بلکه د رعرصه هاي هنرو صنعت، دقت و ظرافت در ابعاد کوچک به حدي است که تحيربرانگيز است. اين عمل در اشياء تزئيني، جواهرات، مجسمه ها و حتي در آميختن با ساختمان هاي عظيم و در معماري آنها صورت گرفته است. زماني که باورهاي ديني مردم هم به آن اضافه شده است شکاهکارهاي بي نظيري در اين زمينه ايجاد شده است.



    فضاي مرموز :


    معمولاً وقتي قدرت با باور و اعتقاد و به وجود دنياي پس از مرگ همراه مي شود، فضايي عميق، ريشه دار و پر رمز و راز بوجود مي آيد. باور و رفتار مردم خواسته هايشان و اعمال خاص آنها در چارچوب احکامي که مکلف به انجام آن هستند به فضا شکل مي دهد و آن را معني مي کند. مصر باستان يکي از تمدنهايي است که بر اين اساس بنا شده است. فراعنه و کاهنان جايگاهي رفيع دارند. از مظاهر اين قدرت، اهرام بخصوص هرم گيز است.
    داستان هاي شگفت انگيزي که درباره اين هرم و مصر و فراعنه مي گويند همراه با نظريات و گفته هاي نويسندگان، مورخين و انديشمنداني که بعضاً غيرمسؤولانه داستان هاي هزار و يکشب گونه و غيرمنطقي و شخصي را بيان کرده اند به فضاي مبهم اين تمدن افزوده است، اما آنچه اهميت دارد و اقعياتي است که مکشوف و بسيار عجيب است.
    دانشمندان دريافته اند که هرم بزرگ گيزا گنجينه اي از علوم مختلف مانند رياضي ، مهندسي ، زمين شناسي، ستاره شناسي، معماري و دانش هاي شناخته شده ي اين تمدن7000 ساله است. تصوير زير مصوري از زمان حيات اين هرم را نشان مي دهد و تصوير پايين آن، مقطعي از آنرا که تونل ها و تالارهاي را نشان مي دهد.
    به گمان مصريان هر فردي از دو شخصيت متمايز با يکديگر که کالبدروح هستند، تشکيل شده است. ازآنجا که باور دارند روح پس از مرگ به جسم حلول مي کند و فرد بار ديگر به زندگي بازگشت مي نمايد، کالبد را به منزلگاه هميشگي روح است از هر گونه لودگي دور نگه مي دارند. آنها اجساد را موميايي مي کردند تا هنگام بازگشت روح که زمان آن را به روشني نمي دانستند از هر جهت آمادگي پذيرفتن روح را داشته باشد. پس از آن از چيزهايي که همراهش دفن مي کردند، استفاده کند.




    تجسم فضاي شهر قديم

    فضاهاي شهر قديم را به ياد آوريم. آيا مي توانيد با تجسمي که از اطلاعات بدست مي آوريد ، در آنها قدري راه برويد ، زندگي کنيد، حرف بزنيد؟
    سفرنامه ها در اين مورد خيلي کمک مي کنند. در بعضي از آنها که نويسنده ، طراح هم بوده تصاوير جالبي نيز به جا گذاشته است. مجموعه سفرنامه ها و آثار به جا مانده در هر زمينه اي اعم از معماري، اشياي زندگي ، لباس ، ادبيات ، وقايع ، آداب و رسوم که بعضاً ممکن است هنوز هم تداوم داشته باشد و هر موردي که به بازسازي فضاي يک شهر در ذهن کمک کند، مي تواند تجسم دقيق تري را ايجاد کند. کما اينکه در شهرهاي سينمايي ، بخشي از فضاها را که از همين طريق و با پژوهش هاي زياد بدست آمده بازسازي مي کنند، طراحس فضاهاي تاريخي و قديمي ايران برا فيلمبرداري نياز به اين کار دارد. بازسازي کالبدي ممکن است در مقياس اصلي و بزرگ انجام شود (عين و اقعيت) يا به صورت ماکت و با ترفندهاي سينمايي آن را واقعي وانمود کنند. فضاهاي توصيف شده که در زمانهاي مختلف که به وسيله افراد مختلف نوشته شده اهميت زيادي دارد. در زير دو نمونه از اين توصيف ها آمده است.



    اصفهان در سفرنامه ي ناصرخسرو ( از اواخر قرن 4 هجري)

    ... از بصره تا اصفهان حدود هشتاد فرسنگ باشد. شهري است بر هامون ( زمين هوار و دشت) آب و هوايي خوش دارد. هر که که ذه گز چاه فرو برند آبي سرخوش بيرون آيد و شهر ، ديواري حصين (محکم) و بلند دارد، و در دروازه ها و جنگ گاهها ساخته، و بر همه بارو کنگره ساخته، ور شهر جويهاي آب روان و بناهاي نيکو و مرتفع در ميان شهر مسجد آئينه بزرگ نيکو و باروي شهر را گفتند سه فرسنگ و نيم است و اندرون شهر همه آبادان که هيچ در محل خرابي نديدم و بازارهاي بسيار....
    احمدبن ابي يعقوب در صف اصفهان مي گويد (اواخر قرن 3 ه ...) از قم تا اصفهان شصت فرسخ است که شش منزل باشد و براي اصفهان در شهر است که به يکي از آن دو جي گفته مي شود و عربشان اندک است. مردم اصفهان را آب هاي بسياري است، از رودخانه ها و چشمه هايي که تا اهواز جريان دارد .........

    (جي نام قديم شهر اصفهان است )....

    راهي که در قديم در بين شهرها بوده، به خاطر عدم امنيت ، شرايط جوي و مسائل رفت و آمد، مفهوم خاصي دارد. فاصله ي بين شهرها بسيار طولاني تر به نظر مي رسد تا وقتي که وسايل ارتباطي بين شهرها سرعت بيشتري پيدا مي کند.
    فندق و بارو پلي در دروازه ، نشانه و دوره ي ظاهري شهر از دور مي تواند داراي ويژگيهاي خاص باشد راه که به درون مي رود يا تغيير اندازه يا با تغيير مصالح کف يا هر دو با آمدن درخت و آب و ساختمان در کنارش، نام کوچه و کوچه باغ و خيابانها و نظاير آن را به خود مي گيرد. گاهي به ميدان و ميدانچه ها مي رسد و گاه بخشي از آن بازار مي شود و گاه بازارچه که به آن گذر نيز مي گويند. گاه سرپوشيده و سرباز و نيمه باز با پيچ و خمها و انشعابات گوناگون به مکان مهمي يا به انتها مي رسد يا از طرفي خارج مي شود تا به آبادي يا شهر ديگري برسد.




    مجسمه کل ساختمان هاي شهر يا مجسمه شهر :


    اين قاب چوبي با قاب هاي مربع شکل که سفالهاي مربع شکلي را قاب کرده اند بر محور خود، روي بدنه چوب مي چرخند. تنظيم و چرخش آنهابه عهده ي ناظر است. سفال هاي مربع شکل هر يک عنصي يا عناصري از کالبد شهر هستند.
    يکي پله هاي خانه ها و کوچه هاست، ديگر بادگير، ديگري گنبد ، ديگري طاق و شبکه ، آچر و فرش کف و همه چيز در نسبتي استادانه قرار گرفته اند هر يک از مربع ها خود مجسمه اي است.
    مجموعه که قابل تنظيم و تغيير است عناصر يک شهر را کنار هم گونه اي قرار مي دهد تا از ترکيب آن معماري شهر به نظر آيد.
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    ميدان نقش جهان :


    نام گذاي روي محله ها، اشياء، خيابانها ، ميادين و ... هر کدام فضايي را در ذهن ايجاد مي کند. گاهي بعضي اسم ها مسمّي دارند و بعضي ندارند. ميدان نقش جهان که از زيباترين ميدان هاي جهان است ، با ساختمانهايي که هر کدام در نوع خود شاهکارهايي هستند فضاي بسيار با شکوه و باور نکردني پيدا مي کند. در حال حاضر، منظره اين ميدان که بخشي از آنرا براي حدود اتومبيل ها ممنوع کرده اند، تفاوت بسياري با قبل از اين اقدام پيدا کرده است.
    اما اين ميدان سکوت و خلوتي را لازم دارد تا هر کس بتواند در کمال آرامش فضايي را که جا دارد و براي ديدن آن از گوشه و کنار عالم به آنجا سفر کرد. آن طور که مي خواهد ببيند و احساس مي کند.





    ميدان نقش جهان داراي 510 متر طول و 165 متر عرض است. اطراف آن رواق ها و حجره ها قرار گرفته اند و چهار ساختمان مسجد امام، مسجد شيخ لطف ا... ، عالي قاپو و سردر بازار قيصريه هر يک در يک ضلع آن قرار دارد. براي مثال فرض کنيد اطراف ميدان را که پياده روي مشجر عريضي دارد حفظ کنيم . ما بقي ميدان را مانند يک درياچه کوچک اما ساکن . پر از آب کنيم در اين صورت همراه تصوير آسمان (به بقيه ي جهان) و ساختمان هاي اطراف در آن منعکس مي شود به عبارتي نقش جهان خواهد شد. اين فضاي جديد را با فضاي قبل مقايسه کنيد.


    بخش دوم : فضاهاي تصويري


    چند نوع فضا داريم :
    با تمهيداتي مي شود روي سطح دو بعدي با علم به خطاي ديد، بيش از دو بعد را القا کرد، فضاسازي با عمق کم و يا عمق زياد مربوط به همان سطح دو بعدي است. از آنجا که به سختي مي توان ديد را روي دو بُعد نگهداشت، فضايي مجازي در اطراف تابلو به سمت جلو و عقب ايجاد مي شود که شخص آنرا احساس مي کند. آيا به جز اين فضا، فضاهاي ديگري هم وجود دارد.
    نقاشي انواع مختلفي دارد که اگر بيشتر آنها با وسايل و تکنيک هاي مختلف نقاشي شده و به غير ازنقاشي ديواي قابل حمل و نقل هستند و نهايتاً معمولاً روي ديواري نصب مي شوند .
    ممکن است نقاش ايده ها، احساس ها و تمايلات شخص خود را روي بومي بيان کند او در اين حالت، چه کار ذهني انجام دهد يا الهام بگيرد، در هر حال به مخاطب کمتر مي انديشد و بيشتر براي ارضاي تمايل خود نقاشي مي کند بنابراين پس از اتمام کار از نظر نقاش کار تمام شده است. اما ممکن است اين اثر از موزه سردر بياورد، ممکن است در منزل شخصي کسي يا دفتر کاري، هتلي و ... مورد استفاده قرار گيرد و موجب اتمام کار ديگري شود. که در اين صورت لازم است فضاي موضوع تابلو با فضاي مکان و حمل نصب آن تناسب داشته باشد. با توجه به اين مطلب چند نوع فضا طرح شد :



    1 – فضاي خصوصي :
    معمولاً فاصله اي است که نقاش با تابلوي خود رابطه برقرار مي کند، گاهي مي ايستد، گاهي راه مي رود، گاهي مي نشيند و کارش را تماشا مي کند. فکر مي کند ،تغيير مي دهد و بسته به نوع نقاشي و شرايط روحي و کاري نقاش. اندازه اين فضا تغيير مي کند. اما فضاي اصلي همان است که نقاش در آن نقاشي مي کند . پس بهترين فاصله و محل بري ديدن نقاشي هم همان است. از آنجا که تابلو فقط يکي است مي بايست جلوي آن در حدود همان فاصله قرار گرفت و به آن نگاه کرد. اين تابلو تکثير نشدني است . عکس ها و چاپ هاي از روي آن، ديگر خودتابلو نيست، فقط در محدوده ي فضاي اصلي خصوصي است که با تابلو رابطه ي خاصي برقرار مي شود.



    2 – انتخاب تابلو براي محلي خاص :
    در اين مرحله فضايي که تابلو به اضافه مکان خودش ايجاد مي کند، فضاي جديدي است. اين انتخاب که خود نوعي طراحي فضا است گاهي توسط طرح داخلي ، طراح موزه و ... صورت مي گيرد.
    در اين صورت مجموعه اي از فضاي اول ، دوم و فضايي که بيننده با توجه به خصوصيات فردي، ذهني دارد، به صورت فضاي تازه اي خلق مي شود که با هر بيننده تغيير مي کند و متفاوت از ديگري است اگر چه وجه اشتراک زياد باشد. نقاشي ديواري، اگر در فضاي داخلي باشد، طرح ساختمان يا مالک آن با توجه به معماري فضا، موضوع آنرا نقاش سفارش مي دهند يا موضوع و تکنيک را به عهده ي خود او مي گذارند.
    در هر حال نوعي از فضا که مجموعه اي از شرايط محيطي را دربردارد. ايجاد مي شود. مي توانيد اگر احساس مي کنيد، اگر معماري ساختمان از ابتدا محلي براي نقاشي ديواري در نظر بگيرد، تا حدودي موضوع و تکنيک آنرا متناسب فضاي معماري ديده است ؟ در اين صورت پس از اتمام کار چند نوع فضا وجود دارد؟
    از گذشته هاي دور در بسياري از اماکن مذهبي مثل کليساها حتي براي سطح مدور زير گنبدها و در اماکن عمومي که احتمال خراب شدن آنها کمتر بوده اين نقاشي ها ديده مي شوند. مهارت زيادي لازم است که زير گنبد با ارتفاع زياد روي سطحي مدور به گونه اي طراحي شود که بيننده از پايين اشکال را متناسب و با پرسپکتيو صحيح ببيند.
    نوع ديگر نقاشي ديواري در فضاي آزاد و در مقياس شهر روي بدنه ي ساختمانها يا ديوارهاي خاصي که عملاً براي نقاشي آماده شده يا ناخواسته ايجد شده اند، نقاشي مي شود. موضوع و اندازه ي اشياء، شخصيت ها در نقاشي ديواري تابع مکان و فاصله ي بيننده و سرعت حرکت آنهاست.



    در نقاشي هاي سفارشي ( بيشتر روي بوم ):
    - موضوع و اندازه نقاشي به نقاش سفارش داده مي شود: - نقاش از روي مدل نقاشي مي کند اما بسته به حال و هوا و روحياتش ، در آن دخل و تصرف کرده به گونه اي نقاشي مي کند که گاه به سختي مي توان مدل از روي مورد نقاشي باز شناخت.
    - گاهي براي نقاشي از صورت افراد لازم است نقاش خصوصيات دروني آنها را بداند تا در چهره ها انعکاس يابد و ....
    - در اين صفحه چند تصوير است، در بعضي موارد شبيه هستند، آيا مي توانيد توضيح دهيد چند نوع فضا در آنها پيدا مي شود ؟ شباهت ها و اختلاف ها را بيان کنيد.



    روش هاي معمول نشان دادن فضا، اندازه :

    اندازه


    ما معمولاً بزرگي ابعاد يا اندازه را دليل بر نزديک بودن و کوچکي آن را دليل بر فاصله و دوري در فضا مي پنداريم.
    در تابلوي «سورا» اندازه براي ايجاد فضا و بعد بکار رفته است.
    گاهي از اندازه براي اهميت دادن به موضوعي استفاده مي شود. مثلاً دو تابلوي «ستايش هگي» «بزرگي اندازه » «ما دانا» به خاطر اهميت اوست . در ضمن تمام افراد ديگر تصوير شده هم اندازه بوده و از لحاظ جهت ايستادن يکنواخت اند بجز شکل ما دانا که بر خلاف جهت ديگران است.
    از تغيير اندازه غيرمعمول اشياء مي شود فضاهاي تخيلي و عجيب بوجود آورد. از اغراق در اندازه يک شکل يا اشکال و يا بخشي از يک شکل يا شخصيت ، داستان ، فيلم و تابلو ... مي توان مفاهيم تازه اي ساخت.

    از تغيير اندازه غيرمعمول اشياء مي شود فضاهاي تخيلي و عجيب بوجود آورد. از اغراق در اندازه يک شکل يا اشکال و يا بخشي از يک شکل يا شخصيت ، داستان ، فيلم و تابلو ... مي توان مفاهيم تازه اي ساخت.


    شکل بعدي در يک قوري مي باشد که گونه اي با مهارت عکاسي شده است که به نظر يک سفينه مي رسد. زيرا عامل مقايسه وجود ندارد.

  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    ارتباط بين اندازه ي اشيا و محل قرار گرفتن آنها :


    اگر چيزي براي کوک مهم جلوه کند آنرا بزرگتر نقاشي مي کند .مثلاً اگر کودک 4 يا 5 ساله اي بخواهد نشان دهد که سرش درد مي کند ، ممکن است يک در بزرگ بکشد، کودک اصولاً نسبت اشيا به يکديگر را حس نمي کند.براي مثال ممکن است پدرش را بزرگتر از يک درخت و گلي را بزرگتر از خانه ترسيم کند.
    ديد او با ديد بزرگسالان فرق مي کند، بزرگي و کوچکي اشيا درنقاشي هايش داراي معاني عاطفي هستند.
    آنچه برايش مهم نباشد کوچک مي کشد يا اصولاً ناديده مي انگارد.
    با بالارفتن سن کودک – کم کم روابط منطقي تري در نقاشيهاي او بوجود مي آيد و به همان ميزان که نسبت ها و اندازه ها را صحيح تر مي کشد و رعايت مي کند، رابطه ي عاطفي او با اشياء و اشخاص ضعيف تر مي شود.
    در نقاشي هاي کودکان قسمت هاي مورد علاقه و پردازش ترند تنها با بزرگتر شدن اندازه نسبي آنها بلکه با قرار گرفتن آنها در قسمت هاي مختلف کاغذ يا نقاشي مشخص مي شود. گاهي کودک در نقاشيهايش مواردي را که به آنها علاقه دارد يا در نظر او اهميت بيشتري دارند، رنگ مي کند.
    ما بزرگسالان وقتي شکلي را ترسيم مي کنيم نخت توجهمان به سوي چشم اندازه فضاي موضوع جلب مي شود و بعد از آن که اين مهم را درک کرديم به اصل مطلب يعني کشيدن موضوع، عمق و اندازه ها مي پردازيم.
    اما براي کو دک ، مسأله ي فضا و سطح ، مشکل اصلي نيست. بلکه توجه او بيشتر به اشياء اشخاص معطوف مي شود که مي خواهد آنرا ترسيم کند.
    اگر نتواند عمق را برساند، هيچ ناراحتي را به خود راه نمي دهد. با تغيير اندازه آثار بيادماندني زيادي خلق شده اند مانند : در کتاب سحرآميز دانشمندي را که فرمول جديدي پيدا کرده در فرودگاه مي ربايند و در حادثه رانندگي، خون درمغزش لخته مي شود.
    گروه ديگري که به تکنولوژي کوچک کردن اشيا به مدت معيني ، از طريق تابش اشعه، دست يافته اند. او را در دو حالت مجروح به آزمايشگاه مي برند و تعدادي متخصص را درسفينه اي فرستاده آنها را کوچک مي کنند و به اندازه اي که از طريق تزريق با سرنگ در شاهرگ ، سفينه در مسير رسيدن به مغز قرار گرفته تا در زمان محدودي قبل از بزرگ شدن سفيه خون لخته شده را از بين ببرند.....
    در کتاب مسخ اثر کافکا: او که دچار زندگي ماشيني و يکنواخت و کسل کننده اي شده است، يک روز صبح از خواب بيدار مي شود با کمال تعجب مي بيند تبديل به سوسکي به بزرگي يک آدم شده است و .....
    در کتاب گاليور وقتي او به ساحل مي افتد و به هوش مي آيد مي بيند توسط آدم کوچولوها با تارهاي نازک بي شماري به زمين دوخته شده است و ...
    در فيلم هاي زنده انيميشن، کتاب ها، نقاشي ها، داستانهاي مصور و خطابه ها و نظاير آن، نمونه هاي زيادي از وقايع تخيلي هستيم که با تغيير اندازه ساخته و پرداخته شده اند.
    در بخشي از کره زمين نسلي از مورچه به دليل آزمايشات اتمي آنقدر بزرگ شوند که ....



    ارزش نوري و فضا :
    ارزش نوري بستگي به مواضع نور و تاريکي دارد.
    هر گاه منبع نوري در جلوي اثر باشد، اشياي قسمت جلوي زمينه ، روشن خواهند بود.در اين هنگام زمينه مياني و زمينه ي عقلي به ترتيب و به تدريج تيره مي شوند و از سطح تصوير دور شده و در عمق فضا مي روند. هر گاه منبع نوري در عقب قرار گيرد ، نظم ارزش نوري برعکس خواهد شد. به طور طبيعي از نظر ما اشياي جلوتر، واضح تر و داراي تضاد نوري بيشتري بوده و اشياي دور، کمتر واضح به سوي خاکستريهاي خنثي در کنار سياه و سفيد قرار مي گيرند و با فاصله در عمق ديده مي شوند. سايه ها نيز در القاي فضاي عميق سهم بسزايي دارند.

    در تصوير زير:
    نور از عقب به جلو




    نور از وسط(نور مياني)





    نور ازجلو



    خط و فضا



    خط نشان دهند هي امتداد و مشخص کننده يک جهت است . چشمان ناظر را از يک نقطه يا ناحيه به نقطه يا ناحيه ديگر مي کشاند (به عنوان رابط عمل مي کند)
    خط رابطي است ميان جلو و وسط و عقب ( زمينه) و از اين طريق در وحدت بخشيدن به اثر، هنرمند را ياري مي دهد. خط داراي ويژگيهاي فيزيکي ديگري هم هست، مثلاً بلند، کوتاه، ضخيم ، نازک، مستقيم ، شکسته و منحني که هر يک نمايانگر نوع متفاوتي از بيان فضايي و حرکتي هستند. يک خط بلند و ضخيم به نظر مي رسد که شيء بزرگي است ( يک تأکيد فضايي) و لذا بيننده آ ن را به خود نزديک تر حس مي کند.
    خطوطي که جلوي هم قرار مي گيرند به ويژه در جهت هاي مخالف يکديگر (مثلاً عمودي و افقي) بيان فضايي متفاوت و قوي دارند. با تغييرات ارزش نوري در اين خطوط مي توان خصوصيات فضايي حاصله را تقويت کرد.
    به نظر مي رسد که خط مايل از سطح تصويري به عمق فضا در حرکت است و در حالي که خطوط افقي و عمودي عمدتاً حالت سکون دارند. خطوط مواج، حلقوي، مارپيچ، زيگزاگ ، بسته به حالت هاي آنها قابليت انطباق با همه گونه فضا را دارند. به نظر مي رسد که اين خطوط پيش مي آيند و پس مي روند و از يک موقعيت فضايي به موقعيت فضايي ديگر نقل مکان مي کنند.
    در شکل مقابل فضا را در جايي که خطوط روي سطوح نباشند يا حالتي که در شکل مي بيند مقايسه کنيد. چه تفاوتي خواهد داشت . در شکل صفحه بعد، حالات القايي فضايي خطوط متفاوت است. خطوط ضخيم و بلند، نازک و کوتاه ، جهت حرکت خطوط و از روش نوري هر کدام داراي بياني خاص در ايجاد فضايي نظامي دارند.



  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    بافت در فضا :

    بافت در سطح غناي زيادي مي بخشد. بافت علاوه بر جنبه ي تزييني ، برجستگي و عمق روي سطح را هم نشان مي دهد.
    بافت هاي دقيق، واضح و پررنگ ، به نظر پيش آمده و بافت هاي محو و غيرواضح پس رفته نشان ميدهند. به اين صورت نوعي القاء بعد از طريق بافت ميسر مي شود.
    بسته به اينکه بافت متعلق به کدام سطح يا حجم يا جسمي باشد، احساس متفاوتي را ايجاد مي کند. براي مثال جمعيت وقتي از فاصله دور ديده مي شود، بافتي را ايجاد مي کند که اگر فشرده باشند يا پراکنده اگر منظم باشند يا نامنظم، اگر در حال حرکت باشند يا ساکن و اگر لباس خاصي بر تن داشته باشند مانند لشگري که عازم جنگ است با نيزه و کلاه خود يا با تفنگ و ساز و برگ جديد، براق يا مات هر کدام باشد بافت خاصي را از دور ايجاد مي کند. هر قدر به جمعيت نزديک تر شويم، بافت درشت تر خواهد شد.
    تا وقتي که به نفر برسيم، پوست بدن و لباس او مي تواند بافت ديگري باشد. اگر با ذره بين يا با ميکروسکوپ پوست بدن را ببينيم بسته به آنکه درشت نمايي چقدر باشد، بافت تغيير مي کند.
    در شهر هم ساختمانها از دور يا بالاي سر آنها مانند ديد از هواپيما مشابه جمعيت به نظر مي رسد بسته به آن که به کدام شهر باشد، فشرده مثل کوير باز مثل شمال ايران کوهستاني و .... شهري با آسمانخراش هاي زياد، فشرده يا متراکم مي تواند با فت هاي متعددي ايجاد کند. اگر نزديک شويم تا به خانه يا به ساختمان برسيم مصالحي که در نما يا بام ها بکار رفته، بافت جديدي است . تأسيساتي که روي بامها وجود دارد بافت را تغيير مي دهد و .....
    ناگفته نماند که : با آنکه رنگ خود مقوله ي جداگانه اي است لکن در فضا با بافت ترکيب شده بافت رنگي را ايجاد مي کند. براي مثال، بافت زير با رنگ تيره و همان بافت با رنگ روشن بسيار در ايجاد فضا متفاوت عمل مي کنند.



    در عکس هاي هوايي، سه منظره از ارتفاع هاي مختلف را مي بيند. حتي از يک ارتفاع بافت هاي مختلف از ريز تا درشت را مي بينيم و با کم کردن ارتفاع، از ريز تا درشت و از نرم تا زبر تغيير مي کند.


    بافت عکس بالا که تصوير از جمعيت فشرده از ريز تا درشت است، با متغير فاصله تغيير مي کند و در سه تصوير بعدي يک نوع پارچه ژاپني با نقوشي در اندازه هاي متفاوت با آنکه جنس يکي است اما بافت به نظر متفاوت است.






    پرسپکتيو

    براي نشان دادن تصوير سه بعدي روي صفحه دو بعدي معمولاً پرسپکتيو و قوانين آنرا به کار مي برند. اين قوانين با استفاده از خطاي ديد بدست آمده و عمق کاذب و بعد مجازي ايجاد شده مي تواند تصوري از فضاي سه بعدي را بدهد. پرسپکتيوها بسته به کاربرد آن انواع مختلفي دارند. به طور کلي مي شود پرسپکتيوها را به دو دسته علمي و واقعي تقسيم کرد.


    پرسپکتيوهاي علمي :

    آنهايي هستند که با استفاده از سه محور که در بيرون صفحه عمود برهم هستند نشان داده مي شوند.
    زواياي α , β , γ در صفحه تصوير بنا قرار دارد هر اندازه اي باشند فرض بر اين است که در عالم واقع با هم برابر و 90 درجه هستند لذا o يک کنج قائم فرض مي شود. مثلاً يک مکعب مستطيل به صورت زير نشان داده مي شود.


    حالت ها خاصي که بين α , β , γ در صفحه تصويري پيدا مي شود و هر کدام کاربرد و اسمي خاص گرفته اند.
    براي مثال اگر در صفحه تصوير α = β = γ = 120° باشد، اندازه هاي واقعي يک شي روي محورها با همان نسبت واقعي ترسيم مي شوند.

    اگر در صفحه ي تصوير α = β = γ = 135° باشد، اندازه هاي واقعي يک شي روي محور Oy و O2 برابر اندازه واقعي و روي محور ox سقف اندازه واقعي ترسيم مي شوند. انواع ديگر و علت تعدد دستگاههاي سه محوري را در کتاب پرسپکتيو که بعضي از آنها در پايان کتاب معرفي شده اند و يا به تجربه پيدا کنيد. تمام خطوط و صفحات موازي صفحات الف يا ب يا ج با هم موازي رسم مي شوند.
    کاربرد اين پرسپکتيوها بيشتر براي تهيه نقشه هاي فني در مقاطع دقيق است. از جمله دو م عماري و طراحي صنعتي اما بعضي از حالت هاي خاص آن در نقاشي و نمادهاي دور بخصوص پرسپکتيو از ديد پريزه، استفاده شود.
    در اين دستگاهها اشياي نزديک و دور بر خلاف پرسپکتيوهاي واقعي، نسبت اندازه ها تغيير نمي کند و ناظر همه جا حضور دارد.

  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #9

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    پرسپکتيوهاي واقعي :

    که مانند حاصل کار دوربين عکاسي هستند و در واقع يک نظام هندسي است که اندازه ها و فواصل اشياء را به يک نظم وحدت يافته فضايي تبديل مي کند. موقعيت اشياء و اجسام با مقايسه و چگونگي قرار گرفتن آنها در جلو و عقب يکديگر بدست مي آيند.
    اندازه ، موضع ، تقارب متوازي ، سايه روشن رنگ و بافت از ويژگيهاي اين پرسپکتيوها هستند.
    اين نوع پرسپکتيو بنا بر موقعيت ناظر، اندازه و فاصله ي او تا موضوع انواع مختلفي پيدا مي کند. که همه بر اين پايه استوار هستند که تمام نقاط موازي هم به نقطه اي که روي خط ديد (ارتفاع چشم از زمين) قرار مي گيرد, مي رسند. لذا به تعداد دسته خط هاي موازي با هم نقطه تقارب يا گريز بوجود مي آيد.
    شيء جلو بزرگتر و شيء عقب کوچکتر است. نقاط گريز و ناظر در محل خاصي قرار مي گيرند که به پرسپکتيو معني و مفهوم مي دهند. از روي پرسپکتيو مي توان محل ناظر را تعيين کرد.



    مهم ترين پرسپکتيوهاي واقعي به ترتيب کثرت کاربرد :
    با يک نقطه گريز: معمولاً براي فضاهاي داخلي و مناظر با افق باز، مسيرهاي طولاني از مقابل که به افق برسند و ...
    با دو نقطه گريز: معمولاً فضاهاي بيروني يا اشياء بزرگ نزديک ناظر، فضاهاي داخلي و ...
    با سه نقطه گريز: معمولاً فضاي شهري با ساختمان هاي مرتفع از پايين و بالا، شهر با ديد پرنده روي آسمانخراش ها
    با چند نقطه گريز، چند يک نقطه اي : چند دو نقطه اي يا سه نقطه اي و ترکيبي از آنها را که در مجموعه هايي که غيرمنظم يا در جهات مختلف قرار مي گيرند.
    اين نوع پرسپکتيو واقعي در خلق آثار هنري بخصوص در مقطعي از تاريخ بکار آمده که ادامه دارد.






    فصل دوم : فضا ارتباطهاي تصويري


    نقاشي، بخشي از نيازهاي جامعه را برطرف مي کند لکن ازدياد جمعيت، نيازهاي ارتباطي، اطلاع رساني تبليغات در شکل هاي متنوع ، سرعت انتشار پيام ، ابعاد متفاوت نيازهاي شهرهاي بزرگ و جوامع در حال رشد هستند. همه اينها زمينه اي از هنر را اقتضا مي کند که تکثير و سرعت پيام رساني وسيع از ويژگيهاي بارز و حتي ذاتي آن باشد.
    گرافيک با شاخه هاي متعددي که دارد، توانسته است پاسخگوي اين نياز مهم باشد. طراحي ، آرم، پوستر ، علائم و حروف بسته بندي گرافيک محيطي در مقياس خرد و کلان مثل محيط هاي بسته و شهرهاي بزرگ طراحي نمايشگاه، کاتالوگ ها، بروشورها، از همه مهمتر طراحي کتاب و انتشارات ديگر و تصوير سازي براي کتاب هاي علمي ، آموزشي، هنري ، کودکان و نوجوانان ، سرگرمي ها و اسباب بازيها و نظاير آن از شاخه هاي گرافيک است.
    گستردگي اين زمينه هنري به اندازه اي است که امروز کمترين موردي پيدا مي شود که ردپايي از گرافيک در آن نباشد، مثلاً طراحي صنعتي از تلفن ، هواپيما ، اتومبيل و وسايل آشپزخانه و معماري داخلي، طراحي لباس، فيلم زنده، عروسکي ، انيميشن ، ارتش و کامپيوتر يک اثر گرافيک مي تواند در چاپخانه خلق شود و هيچ نمونه ي اصلي هم نداشته باشد.
    گرافيک عمدتاً با سطح و فضاهاي دو بعدي سر و کار دارد. معمولاً گرافيست کار را براي منظور و محل خاص سفارش مي گيرد.

    *معمولاً مخاطب عام يا خاص دارد.
    * پيام اثر نبايد مبهم باشد و سريع به مخاطب منتقل شود.
    * در هر کار تعداد پيام ها ترجيحاً يک و يا حداقل باشد.
    * مي تواند محل و اندازه ي معيني نداشته باشد.



    بيان فضا در گرافيک :


    رابطه و فاصله ي چند شکل به صورت نقطه يا سطح يا حجم را وقتي در يک مجموعه قرار مي گيرند. فضا مي گويند وقتي تصاوير در يک صفحه از نظر فضاسازي بررسي شوند مي توانيم آنها را به صورت زير دسته بندي کنيم. تصاويري که روي هم قرار گرفته همديگر را قطع مي کنند. تصاويري که دور هم جمع شده يا يک نقطه ي مشترک با هم دارند.




    تصاويري که متحدالمرکز هستند.


    تصاويري که تو پر بودن را القا مي کنند.




    تصاويري که خالي بودن را القا مي کند.




    تصاويري که فاصله و اختلاف را نشان مي دهند.





    تصاويري که به تدريج تغيير کرده، شکل ثانويه اي را بوجود آورده و باعث انتقال تدريجي و تکامل مي شوند مانند تصوير انيميشن .



    تصاويري که روي هم يا در جلو و پشت سر هم قرار گرفته اند.


    نمادها و کاربرد آنه در بيان مفاهيم داستان


    A - نماي کلي خيلي بزرگ
    B - نماي کلي
    C- نماي عمومي
    D – نماي نزديک
    F – نماي درشت
    در داستانهاي مصور که مانند سينما داراي کادر هستند و به صورت صحنه هاي پشت سر هم داستان را مجسم مي کنند، نماها نقش مهمي در معرفي شخصيت ها از فاصله ي نزديک و دور دارند. زماني که تصاوير از تنوع کافي برخوردار باشند نماهاي مختلف مي توانند از يکنواختي موضوع که همواره از يک فاصله ديده مي شود جلوگيري کنند. همچنين هنرنمايي ارزش روانشناسانه و بيان مناسب خودش را دارد و مي تواند عمل يا احساس شخصيت ها را در صحنه از نقطه نظر نمايشي برجسته کند.
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #10

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.78
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,192 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    نماي کلي :


    نماي کلي عمدتاً توصيفي است . رکود منظره و گروه شخصيتهاي داستان را در کل و تشعش نشان مي دهد و همچنين مکان عمل را بدون اينکه حرکات و جابه جايي اشخاص داستان را مورد توجه قرار دهد، توصيف مي کند.



    نماي عمومي :


    در نماي عمومي ، نظر ما فوراً به شخصيت هايي که داراي نقشي براي بازي در داستان دارند جلب مي شود. در کادر نماي عمومي افراد به صورت گروه يا شخص جدا نشان داده مي شوند اما هنوز در فاصله اي نسبتاً دور قرار دارند.



    نماي متوسط :


    در نماي متوسط گروه يا شخصيتي که از بين شخصيت هاي ديگر بيشترين و مستقيم تري ارتباط را با وقايع داستان دارند، جدا مي شوند و مرکز توجه قرار مي گيرند. در اين صورت آنها در نماي اول تصوير قاب مي شوند. دکور و جاي شخصيت هايي که نقش دوم داستان را بازي مي کنند در نماي مثبت قرار مي گيرند.



    نماي نزديک :


    ما اين جا حالا در وسط حادثه هستيم . اين لحظه جايي است که پيش بيني نماي نزديک مي شود که در آن يک يا چند شخصيت را به طور مستقيم مربوط به داستان هستند و در ميان شخصيت هاي ديگرو يا در ميان زد و خوردهاي قرار دارند، قاب کرده و در نماي اول نزديک به ما قرار مي دهد.



    نماي درشت :


    شخصيت ها در مرکز حادثه احساساتشان را بيان مي کنند با هيجاناتشان را با شدت زياد ظاهر مي سازند و همين طور براي جلب توجه روي يک رفتار يا عمل جزئياتي از آن در يک قاب بسيار نزديک به ما قرار مي گيرد.



    موقعيت شخصيت ها به تصوير معني مي دهد:

    در تصويرسازي همينطور در سينما محل قرارگرفتن شخصيت ها در صحنه و زاويه ي ديد و نوع نگاه آنها نسبت به هم حائز اهميت است.
    گاهي به عنوان ناظر از بيرون کادر به تصوير نگاه مي کنيم و شاهدي بر واقعه هستيم.
    گاهي نوع پرسپکتيوها به گونه اي است که ما را در محل شخصيت اصلي واقعه يا ديگر شخصيت ها قرار مي دهد و به نظر مي آيد که ما هم در صحنه هستيم. گاهي خود مأمور خطاب هستيم در اين صورت خود ما شخصيت اصلي هستيم.



    ديد از بالا وقتي ناظر بالاست :


    در شکل پايين نتيجه منطقي حالتي که سربازها به خود گرفته اند و شکل کلي فضا بيرون رانده شدن شخصيت اصلي داستان است.
    تمام صحنه از ديد ناظري بالاتر از شخصيت اصلي ديده مي شود براي مثال از بالاي يک کوه، يک خانه و ... که بسته به حالت ها و وسعت زاويه ي ديد، فضا وصف مي شود اغلب باعث کم ارزش کردن شخصيت ها و توانايي غلبه بر آنها مي شود.
    زاويه ي ديد با روش هاي مختلف معرفي مي شود. گاهي نگاه از بالا باعث پست کردن و تحقير شدن افراد نگاه شونده و باعث تکبر، برتري و عظيمت بخشيدن به شخص يا اشخاص نگاه کننده مي شود.



    ديد از پايين به بالا :


    ارزشي روانشناسانه و مخالف نگاه از بالا به پايين دارد. در اين حالت اثر تفوق، قدرت، پيروزي، حاکميت ، تمديد بر سوژه مشهود است در تصوير بالا ما به عنوان ناظر جاي سوژه قرار گرفته ايم. به عناصر تفنگ، سگ، چراغ، نورافکن ها و ساختمانهاي پشت سر ، سايه و روشن ، چهره ها، پرسپکتيو و کادر توجه کنيد. همه ي عناصر در تصوير در يک جهت به هم کمک مي کنند.
    در تصاوير اين صحنه ها از زواياي مختلفي ديده شده اند، نگاه افقي که نگاه معمولي است و بيشتر يک صحنه را توصيف کرده است.






    به القاي مفهوم انتظار براي يک حادثه به نوع قرارگيري و حرکت آنها در صحنه توجه کنيد. در تصوير سمت چپ بالا نگاه ما از پايين به بالا است و ما ناظر هر اتفاقي هستيم که در شرف وقوع است. در تصويرسمت چپ پايين، حضور ما در صحنه را مي بينيد، زاويه ي نگاه و محل ناظر در القا و مفهوم و حوادث داستان و فضاي آن مؤثر است.
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •